سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
دلتنگـــــــــــــــ همه شمـــــــــــــــــــا....























دلتنگـــــــــــــــ همه شمـــــــــــــــــــا....

   1   2   3      >




ـک زن تــا زمانی که ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیـ کـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.



 
موفقیت:

یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج می کند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.
 
ازدواج:

یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج می کند ولی تغییر نمی کند. یک مــرد به این امید با همسرش ازدواج می کند که تغییر نکند، ولی تغییر می کند.
 
فیلم کمدی:

فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال طنز شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه می کنند، و حتی ممکن است ادای شخصیت های سریال را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش می شوند.
 
دست خط:

مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمی دهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده می کنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی می دهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است.
 
حمام:

یک مرد حداکثر 6 قلم جنس در حمام خود داد: مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.
 
خواروبار:

یک زن لیستی از جنس های مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه می رود. یک مرد آنقدر صبر می کند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید می رود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسد می خرد.
 
بیرون رفتن:

وقتی مردی می گوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی می گوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.


 


گربه:

زنان عاشق گربه هستند. مردان می گویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب می کنند.
 
آینه:

مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک می کنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید می کنند: آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته کننده ها، سر طاس آقای زلفیان...
 
تلفن:

مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیام های کوتاه و ضروری به دیگران در نظر می گیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.
 
آدرس یابی:

وقتی یک زن در حال رانندگی احساس می کند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را می پرسد. مردان این را به نشانه ضعف می دانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان می چرخند و چیزهایی شبیه این می گویند: "فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،" و "میدونم که باید همین نزدیکی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو می شناسم."
 
پذیرش اشتباه:

زنان بعضی اوقات قبول می کنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.
 
فرزند:

یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای کاری، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط می داند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی می کنند!
 
لباس شیک پوشیدن:

یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گل های باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن می کند.
 
شستن لباسها:

زنان هر چند روز یک بار لباس هایشان را می شویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد خود را می پوشند و هنگامی که لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباس های چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل می کنند.
 
اسباب بازی:

دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی می رسند علاقه شان را از دست می دهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمی شوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر می شوند. نمونه های از اسباب بازی های مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفن های اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیم های ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.
 
گل و گیاه:

یک زن از شوهرش می خواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گل ها آب می دهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گل ها و گیاهان پژمرده برمی گردد. کسی نمی داند چرا این اتفاق افتاده است.
 
سبیل:

بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ می شوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.
 
اسامی مستعار:

اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.
 
پرداخت صورتحساب میز :

وقتی صورتحساب را می آورند، با اینکه کلا 15هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام 10 هزار تومان روی میز می گذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت می کنند، ماشین حساب های جیبی خود را بیرون می آورند.
 
پول :

یک مرد 2000 هزار تومان برای یک جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یک زن 1000 تومان برای یک جنس 2000 تومانی که نیازی به آن ندارد می پردازد.
 
بگو مگوها:

حرف آخر را در جر و بحث ها زنان می زنند. هر چیزی که یک مرد بعد از آن بگوید، شروع یک بگو مگوی دیگر خواهد بود










نوشته شده در پنج شنبه 22/2/91ساعت 12:3 عصر توسط farimah نظرات ( ) | |




کشف معروف ترین مدل ایرانی در کلاس کنکور!+عکس





 


به گزارش از شتاب :


او یک مدل است. یک فتومدل تجاری. یک مانکن. مدل‌ها را معمولاً با نام برندی که تبلیغاتش از سایرین بیشتر و معروف‌تر است می‌شناسند، بنابراین شاید بهتر باشد برای معرفی‌اش بگوییم، آرش مهاجری مدل ماکسیم، پوشاک آقایان.این چیزی است که روی بیلبوردها دیده می‌شود.



وی متولد 23 تیر 1365 شیراز ، قد 188، وزن 86 ،رنگ چشم سبز ، رنگ مو قهوره ای مشکی دارد.


 



یکی از قدیمی‌ترین مدل‌های ایرانی است که از همان ابتدای جوانی وارد این حرفه شده، اتفاقی که در خارج از ایران هم در همین سال‌ها رخ می‌دهد و شاید همین نشانه حرفه‌ای بودنش باشد.


 



· چرا تصمیم گرفتی یک مدل یا فتومدل باشی؟


تصمیم خیلی جدی برای مدل شدن نداشتم، درحقیقت خیلی اتفاقی این ماجرا شکل گرفت. اینطور نبود که من از یک سنی به بعد تصمیم قطعی و هدفمند گرفته باشم که مدل بشوم.


    · پس این اتفاق اولین‌بار چطور افتاد؟


همه چیز از یک آموزشگاه درس شروع شد، درس خواندن در کلاس‌های تقویتی؛ مدیر آموزشگاه که چند ماهی بود مرا درکلاس‌ها می‌دید، پیشنهاد داد که وارد حرفه تبلیغات تجاری بشوم، مرا به یکی از دوستانش که در کار مدلینگ و تبلیغات بود معرفی کرد و از همان زمان من با یک دنیای جدید در زمینه تجارت و تبلیغات آشنا شدم. شش سال مدت زمان کمی برای تجربه کسب کردن نیست. تمام تلاشم در همه این مدت این بوده که بتوانم هم قواعد و اصول صحیح حرفه‌ای که انتخاب کردم را یاد بگیرم و هم به شکل صحیحی رفتار کنم.


    · منظورت از قواعد و اصول مدلی چیست؟


خب ببینید این یک نظریه عامیانه است که مگر مدل بودن هم شغل است؟ اگر بخواهیم از دیدگاه تخصصی و حرفه‌ای به کار مدلینگ نگاه کنیم باید بگویم که نه تنها مدل بودن یک شغل و یک تخصص است، بلکه ابعاد گسترده‌ای از سایر تخصص‌ها را هم دربر می‌گیرد. مهمترین علمی که برای حرفه مدلینگ کاربرد دارد روانشناسی است.


اما در سطح جامعه چنین چیزی هنوز به شکل درست و اصولی‌اش پذیرفته شده نیست، هنوز مردم چیزی از این که یک فرد برای مدل شدن آموزش می‌بیند، تمرین می‌کند و حتی سختی می‌کشد نمی‌دانند.


حتی عده زیادی فکر می‌کنند چه کار راحتی! همین که چهره‌ات خوب باشد، می‌روی جلوی دوربین عکاس می‌ایستی و تیک تیک شاتر دوربین صدا می‌دهد و عکس‌ها روی بیلبوردها می‌رود. در صورتی که واقعیت ماجرا اصلاً این شکل نیست.


    · یعنی تو می‌گویی حرفه یک مدل و مانکن هنوز برای مردم باورپذیر نیست!


دقیقاً، به این خاطر که مانکن بودن، مدل بودن هنوز در ایران جا نیفتاده، هنوز استاندارد مشخصی برای ارزیابی معیارهای یک مانکن خوب یا یک مانکن حرفه‌ای وجود ندارد. در اروپا و آمریکا مؤسسه‌ها و شرکت‌های صاحب نام و معتبر زیادی هستند که در این زمینه فعالیت می‌کنند.


    · یعنی مانکن پرورش می‌دهند؟


بله، عده‌ای که در امر تجارت و تبلیغات حرفه‌ای هستند استعدادیابی می‌کنند، جوان‌هایی را که قابلیت مانکن شدن دارند انتخاب می‌کنند. آموزش می‌دهند، از آنها مدل‌های حرفه‌ای می‌سازند و سپس به دنیای تبلیغات و تجارت معرفی‌شان می‌کنند. این آژانس‌ها سازمان‌دهی شده هستند و خیلی منسجم، دقیق و حرفه‌ای کارشان را انجام می‌دهند.


    · در طول این سال‌ها تا به حال به چنین موردی در ایران برخورد کرده‌ای؟


به شکلی که در خارج از کشور انجام می‌شود خیر؛ شاید به این علت که طی چند سال گذشته که فعالیت مدل‌ها و مانکن‌ها در ایران بیشتر شده هرگز هیچ مؤسسه یا نهادی نخواسته به شکل حرفه‌ای و جدی به آن نگاه کند و برایش وقت و انرژی بگذارد. به همین دلیل به جای ضوابط، روابط تعیین کننده شده و مدل‌ها با استفاده از روابط و به قول معروف لینک‌هایی که با شرکت‌های تجاری یا برندهای مختلف از شکل‌های گوناگون پیدا کرده‌اند، به سایرین معرفی می‌شوند. البته اخیراً با شرکتی آشنا شده‌ام که مدتی است در همین حیطه جذب و سازمان‌دهی مدل‌ها و مانکن‌های مرد فعالیت می‌کند. «کانسپت» شاید به نوعی اولین شرکتی است که تصمیم گرفته این کار را به شکلی حرفه‌ای انجام دهد و تقریباً روندی که در پیش گرفته مشابهت‌های خوبی با همتایان خارجی‌اش دارد و من خیلی خوشحالم که بالاخره پس از چندین سال کار حرفه‌ای در حیطه مدلینگ درحال حاضر مشغول همکاری با مؤسسه‌ای هستم که نه تنها مدلینگ را به عنوان یک شغل جدی، مهم می‌داند بلکه حاضر شده برایش هزینه کند تا برای مردم و شرکت‌های تجاری هم باورپذیر و جدی باشد. اگرچه فعالیت‌های این شرکت فقط به سازماندهی مدل‌ها و تبلیغات محدود نمی‌شود و در حیطه سینما و سرمایه‌گذاری در رسانه‌ هم فعالیت می‌کند.


 



  · فکر می‌کنی این قبیل حرکت‌ها می‌تواند مدلینگ را در ایران به سمت حرفه‌ای بودن سوق دهد؟


بله، البته. اگرچه در ابتدای کار ممکن است ماجرا کمی پیچیده و حتی دشوار به نظر بیاید، اما با مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی اصولی می‌توانیم سطح کار را به استانداردهای بین‌المللی نزدیک کنیم. یک مدل ایرانی نباید فقط در ایران مدل باشد. به عنوان مثال اگر زمانی به ایتالیا رفت در میلان هم او را به عنوان یک مدل قبول داشته باشند. وقتی معیارها و استانداردهای سنجش یکسان باشد در هر جای دنیا تو باید بتوانی کارت را انجام بدهی.


    · یعنی با این تفاسیر می‌خواهی بگویی مدل‌های ایرانی در سطح استاندارد جهانی نیستند؟


ما چند مدل و مانکن واقعی در ایران داریم؟ چند نفر هستند که واقعاً در طول سال‌های اخیر به شکل حرفه‌ای آموزش دیده‌اند و مانکن شده‌اند. باور کنید مدل بودن فقط به چهره خوب داشتن و قدبلند و اندام نیست. جزئیات و ریزه‌کاری‌هایی دارد که وقتی درگیر آن می‌شوید از تعجب دهانتان باز می‌ماند.


    · این جزئیات چه چیزهایی است؟


نوع راه رفتن، توالی حرکت‌های دست و پا، نوع نگاه کردن، نوع چرخیدن سر، حتی در بعضی موارد نوع صحبت کردن. شاید بگویید یک مانکن که حرف نمی‌زند، بله، اما رفتار حرفه‌ای یک مدل و مانکن باید به شکلی باشد که وقتی در یک جلسه یا جمعی حضور داشت و می‌خواست حرف بزند، حتی حرف زدنش هم حرفه‌ای باشد، نه اینکه وقتی شروع به صحبت می‌کند بقیه تعجب کنند یا اصلاً باورشان نشود که این آدم مدل است. مثل تفاوت‌های هر شغل دیگری. هر حرفه‌ای جزئیات و عناصر رفتاری مخصوص به خودش را دارد، رفتار و شیوه صحبت کردن یک معلم با یک مهندس، یک تاجر با یک پزشک فرق می‌کند و شما نمی‌توانید آن را انکار کنید.


 



  · طی شش هفت سالی که به شکل جدی مدل بودی به این فکر کردی که شغل دیگری هم داشته باشی؟


بله، ترجیح می‌دهم صادقانه حرف بزنم. در ایران با شرایطی که تا امروز وجود داشته نمی‌توانم ادعا کنم که درآمدزایی خیلی خوبی وجود دارد، البته بعد از این را نمی‌دانم، اما اساساً به ضرورت داشتن یک شغل دیگر در کنار مدل بودن معتقدم. چرا که شرکت‌ها و برندها با مدل قرارداد حرفه‌‌ای و جدی نمی‌بندند و فقط قرارداد عکاسی دارند که ممکن است در طول سال فقط 2 بار قصد تبلیغات داشته باشند، با این توصیف عاقلانه است که من به عنوان یک مدل بخواهم شغل دیگری داشته باشم.


    · دل‌مشغولی‌های آرش مهاجری به عنوان یک جوان چیست؟


من از بچگی عاشق سینما بودم و هنوز هم هستم. یکی از هدف‌هایم ورود به سینما و فعالیت در این حیطه است. البته در طول این سال‌ها پیشنهاداتی هم داشته‌ام اما ترجیح می‌دهم به شکل درست و حرفه‌ای وارد آن بشوم، ضمن اینکه دلم می‌خواست در شغل خودم جا بیفتم و حرفه‌ای بشوم بعد یک کار دیگر را امتحان کنم. اما بازیگری و سینما همیشه یکی از دغدغه‌های زندگی‌ام بوده است. بعد از سینما عاشق ورزش هستم. اگرچه ما مدل‌ها وظیفه داریم که ورزش بکنیم تا همیشه تناسب اندام داشته باشیم، اما من جدای از وظیفه، ورزش کردن را خیلی دوست دارم و آنچه برای سلامتی‌ام – چه جسم چه روح – ضرر داشته باشد انجام نمی‌دهم. خواب کافی، غذای مناسب و ورزش مهمترین عوامل برای حفظ سلامتی‌ام هستند که نه‌تنها باعث پیشرفت من در حرفه مدلینگ می‌شوند بلکه به نفع شخص خودم است.


    · سرگرمی دیگری هم به غیر از ورزش داری؟


شاید علت علاقه‌ام به سینما هم ناشی از علاقه‌ام به هنر باشد. من بیشتر اوقات بیکاری را تا جایی که بتوانم به دیدن نمایشگاه‌های هنری عکس و نقاشی اختصاص می‌دهم. به طراحی و گرافیک علاقه زیادی دارم و حتی تصمیم گرفته‌ام در کنار کارم به شکل آکادمیک آن را دنبال کنم، مطالعه کردن هم یکی دیگر از کارهایی است که هر وقت فرصتش را پیدا کنم انجام می‌دهم. شما حتی به عنوان یک فرد معمولی در جامعه هم باید اطلاعات و دانستنی‌هایتان را به شکل روتین افزایش دهید، اما این روزها بیشتر کتاب‌هایی در زمینه بازیگری مقابل دوربین و تجارت تبلیغاتی می‌خوانم.


 


 


 



 


    · برخورد مردم با تو به عنوان یک مدل چطور است؟ چقدر در این مدت شهرت پیدا کرده‌ای؟


رفتار و برخورد مردم برایم خیلی جالب است. وجود بیلبوردها در تهران و شهرستان‌ها باعث شده تا مردم وقتی مرا می‌بینند لبخند بزنند، جلو بیایند و حتی گاهی از شرایط اینکه چطور می‌شود مدل شد حرف بزنند. البته من هنوز هم معتقدم برای مدل شدن فقط داشتن چهره خوب کافی نیست. اگر کسی واقعاً به این حرفه علاقه دارد باید به شکل جدی تمام مهارت‌های مربوط به آن را یاد بگیرد. اما مردم در مواجهه با من همیشه لطف داشته‌اند.


متولد 23 تیر 65 شیراز ، قد 188 وزن 86 رنگ چشم سبز رنگ مو قهوره ای مشکی



 



 



 




نوشته شده در سه شنبه 20/2/91ساعت 11:40 عصر توسط farimah نظرات ( ) | |

 


 


گذشت زمان بر آنها که منتظر میمانند بسیار کند 


                       بر آنها که می هراسند بســیار تـــند


                        بر آنها که زانوی غم بغل میگیرند بسیار طولانی


                   بر آنها که به سر خوشی میگذرانند بسیار کـــــوتاه


 


 


   اما بر آنکه عشق می ورزد زمان را آغاز و پایانی نیست





 


نوشته شده در دوشنبه 19/2/91ساعت 4:58 عصر توسط farimah نظرات ( ) | |

 


تو که قصد جدایی کرده بودی


                                      خیال بی وفایـــــــی کرده بودی


چرا با ایـــن دل خوش باور من


                                      خیال آشـــــنایی کرده بــــــــــــــودی


 


<یه روز عشقتو دزدیدم برای اینکه جای مطمئنی داشته باشی اونو تو قلبم پنهان کردم 


غافل از اینکه روزی برای پس گرفتنش قلبمو شکستی!>





 


نوشته شده در دوشنبه 19/2/91ساعت 4:49 عصر توسط farimah نظرات ( ) | |

مرد را به عقلش نه به ثروتش



زن را به وفایش نه به جمالش



دوست را به محبتش نه به کلامش



عاشق را به صبرش نه به ادعایش



مال را به برکتش نه به مقدارش



خانه را به آرامشش نه به اندازه اش



اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش



غذا را به کیفیتش نه به کمیتش



درس را به استادش نه به سختیش



دانشمند را به علمش نه به مدرکش



مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش



نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش



شخصیت انسان را به انسانیتش نه به ظاهرش



دل را به پاکیش نه به صاحبش



جسم را به سلامتش نه به لاغریش



سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش


نوشته شده در دوشنبه 12/2/91ساعت 5:48 عصر توسط farimah نظرات ( ) | |

   1   2   3      >
قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت